گفت اصلا بگو اين دو شب از كجا اومدند ؟
از كي شب شد ؟
كي صبح مي ياد؟
اصلا تو چرا هي از شب مي گي؟
گفتم باشه مي گم
اروم اروم
با من بيا
اروم اروم خودت مي فهمي
همه چيز رو
اما اونوقت نگي اين چه خاكي بود بر سر ما كردي ها
اين رو از اول بگم ...
خوب گفتي شب دهم و يازدهم از كجا اومدند
وايستا ببينم مي تونم اون اول اومدنشون رو پيدا كنم
رفتم رفتم تا ازل
نگاه كردم ديدم
كسي گفت
محمدم
همه افلاك رو براي تو خلق كردم
بعد رو كرد به محمد و
گفت محمد تو رو به خاطر علي خلق كردم
بعد از ميان اين دو فاطمه را خطاب كرد
فاطمه جان اين همه را به خاطر تو خلق كردم
شب قدر از فاطمه شروع شد
نور سياهي همه عالم را فراگرفت
نوري كه بالاتر از نوري نيست
نور فاطمه
ام ابيها
كفو علي
نمي فهمم
اين واژه هاي بالا انقدر عميقند كه ادمي را غرق مي كنند
بگذريم (نگويي اينها بي ربط بود كه گفتي ...)