اونقدر گفت و گفت و گفت
تا دل زينب يه كم آروم شد
نهيب زد به اشاره
به بچه هاش و اصحاب
الان وقت قلندريه
جيگر داراش بلند شن
يا علي
حالا ميون اين صور قيامت
ارباب همه رو مي دونه ها
خانوم زينب هم همه رو مي دونه
اصلا از حق اليقين هم برو بالاتر
خودش داره مي سوزونه
همه رو
تو مي گي حق اليقين يعني تو آتيش بسوزي
اين ارباب خودش آتيشه
اين خانوم خودش همه رو آتيش مي زنه
چي داري مي گي
اما
اينها همه يه طرف
اضطرار خانوم يه طرف
اين ديگه دست خود خداست
دل مضطر بي قراره
آروم نداره
اين ديگه كار خود خداست
چرا اينطورش كرده
داره مي سازدش
براي چي؟
براي كي؟
مي گم
آروم آروم
ذره ذره
قدم قدم
مهلا مهلا
يه جوري بايد بشنوي كه زجركش بشي
بايد بچشي
شنيدني كه نيست
چشيدنيه
بايد جونت هزار بار به لبت بياد
بايد دلت بي قرار بشه
بايد مضطر بشي